خرید بک لینک
سپاس بیکران پروردگاراااااااااااااکه طبع شعر عطا فرموده ما راااااابه وبلاگ رسمی ادبی من خوش آمدین رسالت این ادیبانه جایگاه نشر و معرفیآثار ، اشعار و کتاب های این جانب و شاعران و هنرمندان گمنام و خوش نام اهل قلم می باشد . در شانزدهمین روز اردیبهشت ماهسال پنجاه و هشت در شهر عشق و شور و مستی شاهرود در دامنه های البرز علی رغم خواست دشمنانم دیده به جهان گشودم . و با نزهت بهار طبعچکامه سرودن را از الهام جهان هستی کسب کردم به یادگار ... در سیزده سالگی در اثر حادثه ای تلخ برای نخستین بار ویار سرودن از حلقوم قلم باریدن گرفت و در وصف مقام مادر نوشتم و به سبب اینکه حادثه ای ناگوار زمینه ساز سرایندهشدنم گردید نام و یا همان تخلصهنری خود را حادثه نهادم و بابک نام محبوب و دلخواهم می باشد و شهرتمبه بابک حادثه بدل گردید . دو ازدواج ناموفق داشتم و عطای تاهل را به لقایش بخشیدم و با هنرم ازدواجنمودم و بر بال خیال تاختم و خواهم تاخت ... نقد برایم توهمی بیش نیستو می خندم به کسانی که با ادبیاتتازی چکامه پارسی را با تعصب نقد می نمایند . شعر و شاعری اصول نداردنسبی است .چیزی که به انسانالهام می گردد از عالمی دیگر را عاقلانه سنجیدن جهل است . البته این نظرحقیر است و برای خودم کار می کند . به له یا بر علیه کسی قلم نخواهم زدهمان را می نویسم که دلم امر کُنَدزخم نوشته های آتش به دشت نیلوفرعاشقانه های منظومه مهتابی ، دلنوشته های غریب و مثنوی آل سقوط آثار رسمی حقیر است و فیلمنامهبرزخ ثبت شده در اصناف سینمایایران در حال حاضر یک فیلمنامه در حال تالیف دارم و اگر عمری باشد مجموعهبزرگ و جامع دیوان حادثه در ششفصل را به انجام خواهم رسانید تا روحمدر زندگی پس از اینجا رامش یابدپیروزی تقدیر م است و من بی تقصیرممهرتا

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 23:51

ترنّممن مَملو از فریادِ عشق و مستی و شورتو یک ترنّم در سکوتی سخت ، مغروردر حسرتت معنای حسرت واژگون شدسوزانده عشق تو مرا ، ای امپراطورتصویب شد در مجلس شورای قلبتسهمِ من از تو ناله و نفرینِ ناجوراز دیده رفتی و نرفتی از دل خونمی شویم اینک پیکر عشقم به کافور من بَردهٔ فرعونِ چشمان تو بودم چشمم به روی ماه رویانِ جهان کورای ناله ها ، آواز ها ، خاموش باشیدبا یک ترنّم قلبِ من گردید سانسورنشناختم حدّ و حدودِ آدمی رادلدادهٔ عشق پری گردیدم و حوردر مکتب پروانه حفظ جان خطا بودمن در غمِ چشمی که در این راه شد کورشد کهنه روز عشق تو ، نوروز آمدبیزارم از عیدی که می سازد تو را دور سروده : بابک حادثه  تقدیم به مهر بانو ترنّم از اعضای والای شبکه اجتماعی جمله موضوعات مرتبط: عاشقانه هابرچسبها: علی احمدی , بابک حادثه , گیسوی ارغوانی , ترنم

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 23:51

به مناسبت زادروز تولدم سروده شد روز میلادم دوباره اومد ومن بیقرارم توی هفتا آسمونم یه ستاره من ندارمگرمی آغوش وعشق لاکچری توی سر منترشی هفت ساله ام حتی نگردید همسر من نه حمیرا نه سعیده نه رُز و سارا و مینانه شراره نه سپیده مرضیه ، گیسو ، مبینابار الها گفته بودی جفت ، ما را آفریدی توی لیستت یه نگاهی کن شاید ما رو ندیدیمرگ من اَلغوث اَلغوث یا که ادرکنی خدایامرحمت فرما تو جفتی خوشگل و رعنا و داناالبته گر نیست ممکن هرچه می خواهی همان کنزشت و زیبا شکر گویم کم فقط فوت زمان کن جفت باشه هر چی باشه راضیم پروردگاراپیرزن بالای صد سال می کنم با او مداراتوی دنیای حقیقی یا اَمینم یا مشاور تو مجازی هم که داداش یا گرامی یا که شاعرتا گلو در اضطرابیم و به هم بی اعتمادیممدّعی بهترین آیین و دین و اعتقادیمهر کجایی که خوش آید پیروانِ حذب بادیمدشمن هم صحبتی با یکدگر هستیم و شادیماگه می خندی به حرفم گشته ای قانع تو بانوبنده عاشق پیشه هستم می زنم نزد تو زانودور نشیم از اصل مطلب که خراب و داغدارمهر کجا با هر شرایط هر زنی بود خواستگارماهل سازه؟ مُطربم من اهل نازه؟ می کشم نازدر نمازه؟ شیخ هستم اهل اوجه؟ بال پروازتو بگو معتاد باشه من می شم ساقی برایشپیرو احساس باشه دم به دم می شم فدایشزور گوید بنده مظلوم فحش گوید بنده مشتاقاو معین می کند لاغر بمانم یا شوم چاقاو برایم همچو فرعون من برایش همچو بردهچون برنجد سیل اشکم چون برقصد بمب خندهسال های عمر خود را از خودِ بیگ بنگ بکاهدگر چه گردد بی نهایت مهر خود اینگونه خواهدپُخت و پز ممنوع باشد شست و شو جرم و جنایتشرط ضمن عقد این است باشد او در استراحتغیر از اینها هر چه خواهد حکم فرماید به بندهتا ببازم جان برایش تا قیامت او برندهیه چنین

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 23:51

صفحه بندی